1
00:00:07,550 --> 00:00:08,930
‫!خانم لوفاس

2
00:00:09,050 --> 00:00:11,100
‫با این اورک‌ها حسابی خوش‌شانس بودیم!

3
00:00:11,180 --> 00:00:13,600
‫منظورت از خوش‌شانس چیه، دینا؟

4
00:00:13,680 --> 00:00:14,720
‫نگاه کن به این!

5
00:00:15,020 --> 00:00:16,680
‫این قسمت فیله‌شه!

6
00:00:17,020 --> 00:00:20,650
‫اگه موقع کشتن اورک فیله سالم بمونه،

7
00:00:20,730 --> 00:00:23,730
‫- نیروی زندگی‌ش توش باقی می‌مونه.
‫- ها؟

8
00:00:23,820 --> 00:00:25,650
‫وقتی اون رو می‌خوری،

9
00:00:25,740 --> 00:00:27,950
‫قدرت بدنت بیشتر می‌شه.

10
00:00:28,030 --> 00:00:31,950
‫آهان، داره درباره آیتم تقویتی صحبت می‌کنه
‫که HP رو زیاد می‌کرد!

11
00:00:32,030 --> 00:00:35,660
‫ولی اورک‌ها همیشه در حال جنگ‌ان،

12
00:00:35,750 --> 00:00:40,420
‫واسه همین فقط سه درصد احتمال داره
‫فیله‌شون سالم بمونه.

13
00:00:40,500 --> 00:00:44,170
‫یعنی این تعبیرِ نرخ دراپ بازیه؟

14
00:00:44,250 --> 00:00:45,880
‫خوبه بدونم.

15
00:00:46,210 --> 00:00:49,840
‫از این به بعد سعی می‌کنیم
‫بدون آسیب زدن به فیله بکششون.

16
00:00:49,930 --> 00:00:53,640
‫بعد خودم می‌پزمشون تا براتون
‫خوش‌مزه و قابل خوردن باشن، خانم لوفاس.

17
00:00:53,720 --> 00:00:56,180
‫از این‌جا به بعد بسپارینش به من!

18
00:00:59,730 --> 00:01:00,730
‫اون چیه؟

19
00:01:00,810 --> 00:01:02,350
‫جادوی تله‌پورت.

20
00:01:02,440 --> 00:01:06,650
‫دارم جنازه‌ها رو به برج منتقل می‌کنم،
‫بعداً گوشت خشک ازشون درست می‌کنم.

21
00:01:07,530 --> 00:01:11,280
‫این مشاور حسابی بااستعداده!

22
00:01:11,360 --> 00:01:12,570
‫خانم لوفاس؟

23
00:01:12,660 --> 00:01:15,580
‫جالب بود. جادوی تله‌پورت؟

24
00:01:15,660 --> 00:01:17,660
‫خیلی به درد بخور به‌نظر می‌رسه.

25
00:01:18,040 --> 00:01:19,120
‫بله!

26
00:01:19,580 --> 00:01:24,920
‫حالا بریم زن‌هایی که اورک‌ها ربودنشون
‫آزاد کنیم!

27
00:02:55,130 --> 00:02:56,340
‫قسمت ۲ / رفتیم به سِوِل!

28
00:02:56,430 --> 00:02:57,930
‫قسمت ۲ / رفتیم به سِوِل!
‫- خیلی ترسیده بودم.

29
00:02:58,010 --> 00:03:00,510
‫قسمت ۲ / رفتیم به سِوِل!
‫- خدا رو شکر! نفس راحتی کشیدم!

30
00:03:00,600 --> 00:03:05,100
‫- چه موجودای چندش‌آوری بودن!
‫- همه‌ی دخترا سالم‌ان.

31
00:03:05,190 --> 00:03:07,520
‫فقط خیلی خسته به‌نظر میان، ولی...

32
00:03:08,690 --> 00:03:11,110
‫هیچ‌کدومشون مورد آزار اورک‌ها قرار نگرفتن.

33
00:03:11,190 --> 00:03:14,490
‫در واقع، به‌نظر می‌رسه خیلی محترمانه باهاشون رفتار شده.

34
00:03:14,820 --> 00:03:16,490
‫خب طبیعیه.

35
00:03:16,570 --> 00:03:19,870
‫اورک‌ها در نهایت، جنتلمن‌های واقعی‌ان.

36
00:03:19,950 --> 00:03:21,660
‫چی؟! با اون قیافه‌های خوکی‌شون؟!

37
00:03:21,740 --> 00:03:23,660
‫طبق داستان بازی...

38
00:03:23,750 --> 00:03:25,960
‫با زن‌ها خیلی بااحتیاط رفتار می‌کنن

39
00:03:26,080 --> 00:03:29,960
‫تا ناراحتشون نکنن و شاید دلشونو به‌دست بیارن.

40
00:03:30,590 --> 00:03:33,840
‫به‌نظر میاد این قانون این‌جا هم صدق می‌کنه.

41
00:03:33,920 --> 00:03:35,760
‫با این‌حال...

42
00:03:37,050 --> 00:03:42,560
‫برای کسایی که ربوده شدن، هنوز هم ترسناکن.

43
00:03:42,890 --> 00:03:44,220
‫پس در نهایت...

44
00:03:44,850 --> 00:03:48,520
‫انسان‌ها و اورک‌ها هیچ‌وقت نمی‌تونن در صلح زندگی کنن.

45
00:03:49,110 --> 00:03:50,150
‫تبدیل!

46
00:03:51,230 --> 00:03:53,320
‫بازوی راستِ هرونگنیر!

47
00:04:05,370 --> 00:04:08,500
‫هیچ بازمانده‌ای نیست.

48
00:04:09,250 --> 00:04:10,580
‫بـ... بله...

49
00:04:11,670 --> 00:04:17,050
‫خانم لوفاس، می‌تونم خاطرات اون زن‌ها رو هم پاک کنم.

50
00:04:17,130 --> 00:04:18,260
‫می‌خواین این کار رو بکنم؟

51
00:04:18,340 --> 00:04:20,220
‫لازمِ همچین کاریه؟

52
00:04:21,100 --> 00:04:25,270
‫به‌نظرم باید خاطره‌ی ربوده شدنشونو پاک کنیم.

53
00:04:25,810 --> 00:04:28,690
‫همم... تا چه حد می‌تونی کنترلش کنی؟

54
00:04:28,770 --> 00:04:33,480
‫اگه بخوام، حتی می‌تونم خاطرات و شخصیت جعلی هم بکـارم.

55
00:04:33,570 --> 00:04:35,610
‫با خونسردی همچین حرفی می‌زنه؟ ترسناک!

56
00:04:35,690 --> 00:04:38,650
‫می‌شه اون تأثیر رو لغو کرد؟

57
00:04:38,740 --> 00:04:41,120
‫خیلی به‌ندرت پیش میاد!

58
00:04:41,200 --> 00:04:43,740
‫پس یعنی در واقع ممکنه برگرده.

59
00:04:44,370 --> 00:04:46,500
‫با شرایط خاصی... بله.

60
00:04:46,750 --> 00:04:47,790
‫همم...

61
00:04:48,040 --> 00:04:51,210
‫خب، فعلاً لازم نیست همچین کاری بکنیم.

62
00:04:51,460 --> 00:04:52,630
‫چَشم!

63
00:04:52,710 --> 00:04:54,840
‫پس برگردیم به دهکده!

64
00:04:54,920 --> 00:04:55,920
‫بله.

65
00:05:02,180 --> 00:05:05,930
‫کشتن اورک‌ها مأموریت ساده‌ایه،

66
00:05:06,060 --> 00:05:08,850
‫چرا هیچ‌کس قبولش نکرده بود؟

67
00:05:08,930 --> 00:05:11,270
‫واضحه، چون انگیزه‌ای نداشتن.

68
00:05:11,650 --> 00:05:14,770
‫ولی خود اورک‌ها خودشون جایزه‌ن، مگه نه؟

69
00:05:14,860 --> 00:05:16,400
‫یعنی اون تقویتی که گفتی—

70
00:05:16,480 --> 00:05:18,190
‫همون فیله.

71
00:05:18,280 --> 00:05:20,530
‫ببین خانم لوفاس،

72
00:05:20,610 --> 00:05:22,570
‫نسبت به دویست سال پیش،

73
00:05:22,660 --> 00:05:25,200
‫سطح مبارزه‌ها پایین اومده.

74
00:05:25,830 --> 00:05:27,080
‫یعنی چی؟

75
00:05:27,620 --> 00:05:30,040
‫امم،

76
00:05:31,210 --> 00:05:33,960
‫مثلاً همون کشوری که شما رو احضار کرد...

77
00:05:34,250 --> 00:05:38,170
‫اسمش لئاواتین، یا پادشاهی شمشیره.

78
00:05:39,420 --> 00:05:43,970
‫به‌نظرت قوی‌ترین شمشیرزنش سطحش چقدره؟

79
00:05:44,680 --> 00:05:48,020
‫خب، اگه قوی‌ترینه، باید مثل ما سطحش هزار باشه...

80
00:05:48,100 --> 00:05:49,470
‫۱۲۰.

81
00:05:49,560 --> 00:05:51,440
‫چی؟! شوخی می‌کنی دیگه!

82
00:05:51,890 --> 00:05:56,070
‫اون موقع کلی آدم بودن که به سطح نهایی
‫هزار می‌رسیدن مثل خودم!

83
00:05:56,150 --> 00:05:58,190
‫خیلی سطح پایینیه!

84
00:05:59,690 --> 00:06:02,650
‫دورانی که شما بودین یه دوره غیرعادی بود.

85
00:06:03,160 --> 00:06:05,120
‫یه لحظه فکر کن...

86
00:06:05,200 --> 00:06:07,620
‫آدما فقط یه جون دارن.

87
00:06:08,910 --> 00:06:15,540
‫هیولاهای خیلی کمی هستن که بدون مردن
‫بتونن به سطح هزار برسن.

88
00:06:15,580 --> 00:06:17,920
‫تازه برای رسیدن به اون نقطه،

89
00:06:18,050 --> 00:06:21,300
‫باید دیوونه‌وار بجنگی، هر روز، بی‌وقفه،

90
00:06:21,670 --> 00:06:25,140
‫و کل زندگیت رو صرف تمرین بدون استراحت کنی.

91
00:06:25,220 --> 00:06:27,260
‫این نهایت دیوونگیه.

92
00:06:27,640 --> 00:06:33,440
‫اون دوره‌ای که قهرمان‌های زیادی
‫به اون سطح رسیدن، واقعاً عجیب بود.

93
00:06:39,400 --> 00:06:42,070
‫منطقیه. اینجا دیگه بازی نیست...

94
00:06:42,150 --> 00:06:43,150
‫ها؟

95
00:06:43,280 --> 00:06:47,570
‫هیچی. به‌نظر میاد این دنیا خیلی با دنیایی
‫که می‌شناختیم فرق داره.

96
00:06:50,700 --> 00:06:53,910
‫فقط یه جون دارن، ها...

97
00:06:59,380 --> 00:07:01,130
‫- مامان!
‫- خداروشکر! آخیش!

98
00:07:01,210 --> 00:07:02,590
‫- سالمی! - خداروشکر!

99
00:07:02,670 --> 00:07:05,010
‫واقعاً از کمکتون ممنونیم.

100
00:07:05,090 --> 00:07:08,140
‫اینم همون هزار و پانصد اِل که قول داده بودیم.

101
00:07:08,220 --> 00:07:09,760
‫درسته، همه‌ش کامله!

102
00:07:11,060 --> 00:07:12,930
‫هیچ‌وقت لطف‌تون رو فراموش نمی‌کنیم!

103
00:07:13,020 --> 00:07:14,890
‫- کاری نکردیم.
‫- از ته دل ممنونیم!

104
00:07:14,980 --> 00:07:19,150
‫فقط کافیه هویتم رو پنهون کنم تا
‫رفتارشون باهام زمین تا آسمون فرق کنه.

105
00:07:19,360 --> 00:07:20,900
‫اِمم...

106
00:07:20,980 --> 00:07:22,070
‫چی؟

107
00:07:22,150 --> 00:07:23,400
‫خب،

108
00:07:23,740 --> 00:07:28,280
‫مطمئنید اشکالی نداره این گولِم رو به ما بسپارین؟

109
00:07:28,370 --> 00:07:32,370
‫بله. اگه دوباره اورک‌ها حمله کنن ازتون محافظت می‌کنه.

110
00:07:32,450 --> 00:07:35,410
‫بدون تعارف ازش استفاده کنید، برای نگهبانی دهکده.

111
00:07:35,750 --> 00:07:38,210
‫واقعاً نمی‌دونیم چطور جبران کنیم...

112
00:07:38,290 --> 00:07:40,840
‫حتماً فرستاده‌ی خدایید!

113
00:07:41,090 --> 00:07:42,670
‫خدای من، اینو دیگه نه!

114
00:07:43,420 --> 00:07:44,460
‫خداحافظ.

115
00:07:45,470 --> 00:07:47,510
‫ما دیگه بریم!

116
00:07:48,550 --> 00:07:49,640
‫صبر کنین!

117
00:07:49,720 --> 00:07:51,310
‫حداقل اسمتون رو بگین!

118
00:07:53,390 --> 00:07:54,390
‫ما... لـ—

119
00:07:54,470 --> 00:07:55,680
‫سفالـو!

120
00:07:57,350 --> 00:08:00,270
‫خانم سفالو! خیلی ممنونیم!

121
00:08:00,360 --> 00:08:02,520
‫خانم سفالو!

122
00:08:04,650 --> 00:08:06,070
‫آخ!

123
00:08:06,150 --> 00:08:07,860
‫چـ... چی بود اون ضربه؟!

124
00:08:07,950 --> 00:08:09,610
‫فکر کردی اسم سفالو از کجا دراوردی؟!

125
00:08:09,700 --> 00:08:12,660
‫خب، نمی‌تونستم اسم اصلی خودت رو بگم که!

126
00:08:12,950 --> 00:08:14,750
‫یه اسم جعلیه، یه لقب موقته.

127
00:08:14,830 --> 00:08:17,080
‫خیلی تابلو انتخابش کردی!

128
00:08:17,160 --> 00:08:18,500
‫- فقط حروف اسم خودتو جابه‌جا کردی!
‫- اوه خدای من!

129
00:08:18,580 --> 00:08:20,960
‫انقدر گیر نده دیگه!

130
00:08:21,000 --> 00:08:22,460
‫بیا بریم!

131
00:08:22,540 --> 00:08:23,750
‫هـ... هی...

132
00:08:27,470 --> 00:08:30,180
‫دیگه به اندازه‌ی کافی پول جمع کردیم
‫تا یه مدت راحت باشیم.

133
00:08:30,260 --> 00:08:31,260
‫بله.

134
00:08:31,470 --> 00:08:33,930
‫فیله‌ی اورک هم که خوردیم.

135
00:08:34,220 --> 00:08:36,680
‫برای شروع سفر بد نبود.

136
00:08:36,770 --> 00:08:40,520
‫دقیقاً! حالا سفر واقعی‌مون شروع می‌شه!

137
00:08:40,600 --> 00:08:42,190
‫به سمت سِوِل!

138
00:08:42,400 --> 00:08:43,480
‫بله.

139
00:08:43,900 --> 00:08:44,940
‫درسته...

140
00:08:45,030 --> 00:08:50,110
‫باید یکی از دوازده ستاره آسمانی،
‫بره‌ی نر، اَریِس رو متوقف کنم،

141
00:08:50,200 --> 00:08:52,620
‫که مدام به سِوِل حمله کرده.

142
00:08:54,580 --> 00:08:55,660
‫همچنین...

143
00:08:56,120 --> 00:09:01,420
‫باید مطمئن بشم بازیکن دیگه‌ای هم این‌جا هست یا نه.

144
00:09:01,750 --> 00:09:04,630
‫اگه کسی باشه، به احتمال زیاد یکی از
‫سه قهرمان باقیمانده‌ست.

145
00:09:04,710 --> 00:09:07,760
‫از بین اون هفت نفری که باهام جنگیدن.

146
00:09:08,670 --> 00:09:09,930
‫شروع می‌کنم با...

147
00:09:10,680 --> 00:09:11,840
‫مِگرِز.

148
00:09:21,600 --> 00:09:23,940
‫دینا، اون نور چیه؟

149
00:09:24,650 --> 00:09:25,860
‫انرژی مانا.

150
00:09:25,940 --> 00:09:28,740
‫این منطقه پر از ماناست.

151
00:09:28,820 --> 00:09:32,740
‫این خودش نشونه‌ی اینه که داریم به سِوِل نزدیک می‌شیم!

152
00:09:32,860 --> 00:09:33,910
‫اوه!

153
00:09:34,160 --> 00:09:36,660
‫خانم لوفاس! دارم می‌بینمش!

154
00:09:36,740 --> 00:09:39,620
‫اونجاست! شهر آب، سِوِل!

155
00:09:39,700 --> 00:09:40,910
‫سِوِل

156
00:09:41,170 --> 00:09:42,670
‫آره، پیداشه.

157
00:09:42,750 --> 00:09:44,210
‫آروم باش.

158
00:09:44,290 --> 00:09:46,630
‫نمی‌تونم! خیلی هیجان‌زده‌م!

159
00:09:47,710 --> 00:09:50,420
‫پس این همون سرزمینیه که مگرز تأسیسش کرده، ها؟

160
00:09:51,880 --> 00:09:54,760
‫از این‌جا به بعد قلمرو سِوِله.

161
00:09:55,220 --> 00:09:56,930
‫گذرنامه‌تونو نشون بدین.

162
00:09:57,060 --> 00:09:58,680
‫گذرنامه؟!

163
00:09:58,770 --> 00:10:00,180
‫من که ندارم!

164
00:10:00,270 --> 00:10:02,640
‫درسته! اینم گذرنامه‌مونه.

165
00:10:02,730 --> 00:10:03,850
‫بفرما، بررسی کن!

166
00:10:03,940 --> 00:10:04,940
‫همم...

167
00:10:08,400 --> 00:10:09,490
‫عجب دردسریه.

168
00:10:09,900 --> 00:10:12,400
‫تاجر آزاد؟ بدون وابستگی به هیچ کشوری؟

169
00:10:12,490 --> 00:10:14,160
‫دینا و سفالو.

170
00:10:14,240 --> 00:10:16,330
‫به‌نظر می‌رسه مدارکتون واقعیه.

171
00:10:16,410 --> 00:10:17,700
‫خب معلومه دیگه!

172
00:10:17,780 --> 00:10:20,500
‫آدمای زیادی با مدارک جعلی سعی می‌کنن وارد شن.

173
00:10:20,580 --> 00:10:24,710
‫ولی باید کور باشی که فریب اونارو بخوری.

174
00:10:24,790 --> 00:10:27,340
‫شرط می‌بندم مدارک ما هم فیکه.

175
00:10:28,380 --> 00:10:30,340
‫کشور جادویی سِوِل!

176
00:10:30,420 --> 00:10:35,510
‫این کشور رو یکی از هفت قهرمان، اِلف دانایی به نام پادشاه خردمند «مگرِز» تأسیس کرده،

177
00:10:35,590 --> 00:10:38,220
‫و به خاطر وفور زیاد مانا معروفه.

178
00:10:38,310 --> 00:10:41,930
‫همه‌ی توانش رو صرف آموزش جادو
‫و کسب دانش کرده،

179
00:10:42,020 --> 00:10:46,020
‫واسه همین از سراسر جهان،
‫جادوگرها و دانشمندا میان این‌جا.

180
00:10:48,070 --> 00:10:51,030
‫پس نور این دریاچه از ماناست؟

181
00:10:51,110 --> 00:10:52,740
‫بله، دقیقاً.

182
00:10:53,740 --> 00:10:57,740
‫خانم لوفاس، بال‌داران از مانا خوششون نمیاد، درسته؟

183
00:10:57,820 --> 00:11:00,120
‫مزاحم‌تون که نیست؟

184
00:11:00,200 --> 00:11:03,120
‫آره، یه بخش از داستان همینو می‌گفت.

185
00:11:04,160 --> 00:11:05,330
‫خوبیم.

186
00:11:05,420 --> 00:11:07,880
‫نمی‌دونم بقیه بال‌داران چطوری‌ان،

187
00:11:07,960 --> 00:11:11,210
‫ولی واسه ما تازگی داره و حس خوبی هم می‌ده.

188
00:11:12,260 --> 00:11:13,630
‫عالیه!

189
00:11:13,720 --> 00:11:16,300
‫خب، حالا برنامه‌مون چیه...

190
00:11:16,390 --> 00:11:19,010
‫طبیعتاً باید بریم پیش مگرِز.

191
00:11:19,260 --> 00:11:22,270
‫خیلی چیزا هست که باید ازش بپرسیم.

192
00:11:23,390 --> 00:11:26,230
‫می‌خواین به قلعه حمله کنین؟!

193
00:11:26,480 --> 00:11:28,730
‫نه، این‌بار صلح‌آمیز جلو می‌ریم.

194
00:11:28,810 --> 00:11:32,530
‫اَریِس همین الانشم داره براش دردسر درست می‌کنه،

195
00:11:32,610 --> 00:11:35,150
‫نمی‌خوایم بیشتر از این اوضاع رو به‌هم بزنیم.

196
00:11:35,240 --> 00:11:37,450
‫گفتی کشور دانشه، درسته؟

197
00:11:37,530 --> 00:11:39,950
‫پس بریم دنبال یه کتابخونه.

198
00:11:40,330 --> 00:11:42,330
‫کتابخونه؟

199
00:11:42,410 --> 00:11:43,410
‫آره.

200
00:11:43,660 --> 00:11:47,790
‫اطلاعاتمون درباره‌ی دویست سالی که نبودیم خیلی کمه.

201
00:11:47,870 --> 00:11:50,090
‫می‌خوایم اول اون تاریخ رو یاد بگیریم.

202
00:11:50,170 --> 00:11:53,510
‫کتابخونه‌ها معمولاً کتاب‌هایی دارن
‫که این چیزا رو دقیق ثبت کردن، نه؟

203
00:11:54,090 --> 00:11:55,380
‫درسته!

204
00:11:56,510 --> 00:11:57,840
‫کتابخونه؟

205
00:11:58,340 --> 00:12:00,680
‫اولین بارتونه سِوِل میایین؟

206
00:12:00,760 --> 00:12:03,270
‫کتابخونه‌ها تو بخش شرقی شهرن.

207
00:12:03,350 --> 00:12:05,560
‫بخش شرقی؟

208
00:12:05,640 --> 00:12:06,940
‫یعنی کجا؟

209
00:12:07,020 --> 00:12:08,520
‫اون طرف.

210
00:12:08,730 --> 00:12:10,940
‫بیا، خودم نشونت می‌دم.

211
00:12:11,020 --> 00:12:12,860
‫خیلی ممنون!

212
00:12:12,940 --> 00:12:14,230
‫آه راستی...

213
00:12:14,320 --> 00:12:15,940
‫من گانتزم.

214
00:12:16,030 --> 00:12:18,610
‫گانتز
‫- مزدوری‌ام که از مرزها محافظت می‌کنه.

215
00:12:18,700 --> 00:12:21,660
‫من دینا‌م، یه تاجر آزادم.

216
00:12:21,990 --> 00:12:26,580
‫و این آدم مشکوک که زیر شنل قرمز قایم شده،
‫کارفرمای منه، سفالو—

217
00:12:27,790 --> 00:12:29,460
‫آخ!

218
00:12:29,540 --> 00:12:31,210
‫ها؟ مشکلی پیش اومد؟

219
00:12:31,290 --> 00:12:32,460
‫نـ... نه، هیچی.

220
00:12:33,210 --> 00:12:34,590
‫دوباره؟!

221
00:12:34,670 --> 00:12:40,180
‫کسی که تازه آشنا شده، اون یکی رو «مشکوک» معرفی می‌کنه مگه؟!

222
00:12:41,510 --> 00:12:42,640
‫ببخشید.

223
00:12:42,720 --> 00:12:43,680
‫همم...

224
00:12:43,760 --> 00:12:47,640
‫البته که تیپ و قیافه‌ت واقعاً خاصه.

225
00:12:48,230 --> 00:12:50,690
‫ولی حتماً دلیلی داری،

226
00:12:50,770 --> 00:12:53,060
‫زیاد کنجکاوی نمی‌کنم.

227
00:12:53,730 --> 00:12:54,820
‫ممنون از درکت.

228
00:12:56,740 --> 00:12:59,150
‫این کشور پر جنب و جوشه، نه؟

229
00:12:59,240 --> 00:13:00,780
‫آره، درسته.

230
00:13:01,030 --> 00:13:04,370
‫گرچه از وقتی یکی از دوازده ستاره‌ی آسمانی
‫به نام اَریِس شروع به حمله کرده،

231
00:13:04,450 --> 00:13:06,080
‫چند ساله اوضاع متشنجه،

232
00:13:06,160 --> 00:13:08,750
‫واسه همین خیلیا دیگه تمایل ندارن این‌جا بمونن.

233
00:13:09,250 --> 00:13:10,290
‫آه...

234
00:13:10,620 --> 00:13:14,170
‫ولی نگران نباش سفالو، جایی واسه ترس نیست.

235
00:13:16,340 --> 00:13:18,920
‫دریاچه‌ای که کشور رو احاطه کرده،

236
00:13:19,010 --> 00:13:23,090
‫در واقع یه گولمه که پادشاه مگرز
‫با کیمیاگری ساخته.

237
00:13:23,350 --> 00:13:25,180
‫- وای!
‫- ها؟

238
00:13:25,260 --> 00:13:26,560
‫عالیه، نه؟

239
00:13:26,890 --> 00:13:30,390
‫کل دریاچه‌ای که دور کشوره خودش یه گولمه!

240
00:13:30,480 --> 00:13:32,650
‫اگه اَریِس حمله کنه هم، امنیم.

241
00:13:32,730 --> 00:13:35,520
‫یه نگهبان مقدس داره که از کشور مراقبت می‌کنه!

242
00:13:35,940 --> 00:13:36,940
‫همم...

243
00:13:38,070 --> 00:13:39,150
‫نگهبان مقدس «لِویا»
‫سطح ۵۰۰ / نژاد: موجود مصنوعی

244
00:13:39,240 --> 00:13:40,280
‫متوجه شدم.

245
00:13:40,360 --> 00:13:43,450
‫سطحش به‌جای خودش، ولی میزان HPش غیرعادیه.

246
00:13:43,870 --> 00:13:47,290
‫این خودش نشونه‌ی نبوغ پادشاه خردمند مگرزه.

247
00:13:48,080 --> 00:13:51,750
‫از این‌جا که سوار این قطار تکی بشین،
‫خیلی زود می‌رسین به بخش شرقی.

248
00:13:51,830 --> 00:13:53,500
‫قطار تک‌ریل؟!

249
00:13:53,580 --> 00:13:55,710
‫یه‌دفعه‌ای خیلی مدرن شد!

250
00:13:56,000 --> 00:13:58,300
‫خیلی ممنون، گانتز!

251
00:13:58,380 --> 00:14:00,670
‫واقعاً لطف کردی. حسابی کمکمون کردی.

252
00:14:00,760 --> 00:14:03,760
‫امیدوارم دوباره همو ببینیم!

253
00:14:08,720 --> 00:14:10,850
‫آدم خوب و خوش‌برخوردی بود.

254
00:14:10,930 --> 00:14:11,980
‫آره!

255
00:14:14,020 --> 00:14:16,230
‫گانتز / سطح ۸۲ / نژاد: انسان
‫سطح ۸۲.

256
00:14:16,310 --> 00:14:21,070
‫سطحش پایینه، ولی برای انسان‌های امروزی
‫به‌نسبت قویه.

257
00:14:21,320 --> 00:14:23,660
‫خانم لوفاس، بریم؟

258
00:14:23,740 --> 00:14:24,740
‫بله.

259
00:14:25,530 --> 00:14:29,040
‫توی بازی همچین قطاری نبود،

260
00:14:29,120 --> 00:14:32,120
‫ولی احتمالاً با جادو کار می‌کنه یا همچین چیزی.

261
00:14:35,790 --> 00:14:37,710
‫«آغاز جهان میزگارز»...

262
00:14:38,040 --> 00:14:40,170
‫«راز پیدایش هفت نژاد»...

263
00:14:40,460 --> 00:14:43,550
‫«از پیدایش شیاطین تا عصر حاضر»، ها...

264
00:14:43,970 --> 00:14:45,930
‫این قسمت رو می‌تونم نادیده بگیرم.

265
00:14:46,010 --> 00:14:50,220
‫احتمالاً با چیزی که از بازی یادمه فرق چندانی نداره.

266
00:14:50,890 --> 00:14:53,940
‫می‌خوام بدونم تو اون دویست سالی که
‫بعد از شکست من گذشت،

267
00:14:54,020 --> 00:14:56,350
‫چه اتفاقی افتاده.

268
00:14:56,650 --> 00:15:00,230
‫«دیکتاتور بال‌سیاه: زندگی و حکمرانی لوفاس مفاهال»...

269
00:15:00,320 --> 00:15:03,150
‫«بزرگان تاریخ: لوفاس مفاهال»...

270
00:15:03,240 --> 00:15:07,070
‫«آیا لوفاس مفاهال واقعاً شرور بود؟ بررسی تاریخی»...

271
00:15:07,410 --> 00:15:09,660
‫همم... باید همین حوالی باشه...

272
00:15:10,370 --> 00:15:11,410
‫ولی...

273
00:15:11,540 --> 00:15:13,160
‫آیا این واقعاً درسته؟

274
00:15:13,250 --> 00:15:14,750
‫چی شده؟

275
00:15:16,960 --> 00:15:19,130
‫مثلاً همین کتاب‌ها رو نگاه کن.

276
00:15:19,210 --> 00:15:21,710
‫«شکوه و حماقت هفت قهرمان»

277
00:15:22,670 --> 00:15:26,640
‫«اوج انسانیت و سقوطش: آیا بشر اشتباه کرد؟»

278
00:15:27,220 --> 00:15:30,510
‫«بکش هفت قهرمان را! بزرگ‌ترین خطای بشریت»

279
00:15:31,180 --> 00:15:35,850
‫این کشوریه که خودِ مگرز، یکی از هفت قهرمان، بنیان گذاشته.

280
00:15:36,140 --> 00:15:41,650
‫داشتن همچین کتاب‌هایی که ازش انتقاد کنن
‫می‌تونه حکم خیانت داشته باشه.

281
00:15:41,730 --> 00:15:43,320
‫خیانت؟

282
00:15:43,400 --> 00:15:45,530
‫اون که حکومت سرکوب‌گر نداره، می‌دونی؟

283
00:15:45,610 --> 00:15:47,820
‫بله، احتمالاً همین‌طوره، ولی...

284
00:15:50,280 --> 00:15:51,870
‫تعجب کردی؟

285
00:15:51,950 --> 00:15:55,710
‫در واقع، اون‌قدرا هم ازت متنفر نیستن، خانم لوفاس.

286
00:15:55,790 --> 00:16:01,670
‫فکر می‌کردیم به چشم یه شرور بهت نگاه می‌کنن،
‫کسی که به همه حمله کرده.

287
00:16:01,750 --> 00:16:05,630
‫البته، کتاب‌هایی هم هستن که اون‌جوری نشونت می‌دن،

288
00:16:05,720 --> 00:16:07,130
‫مثل این یکی،

289
00:16:07,220 --> 00:16:08,390
‫یا اون یکی.

290
00:16:08,470 --> 00:16:09,550
‫آره، این یکی هم هست.

291
00:16:10,430 --> 00:16:11,470
‫ولی...

292
00:16:12,010 --> 00:16:15,020
‫ترسی که آدما ازت داشتن، با گذر زمان از بین رفته.

293
00:16:15,350 --> 00:16:19,600
‫الان خیلیا فکر می‌کنن اگه هنوز تحت حکومت تو بودن،
‫از شیاطین نمی‌ترسیدن.

294
00:16:19,690 --> 00:16:22,730
‫واسه همین نظرشون نسبت بهت بهتر شده.

295
00:16:23,440 --> 00:16:26,240
‫یعنی دید مردم تغییر کرده.

296
00:16:26,780 --> 00:16:27,860
‫واقعاً؟

297
00:16:28,450 --> 00:16:30,950
‫این دنیا با دنیای بازی خیلی فرق داره...

298
00:16:31,450 --> 00:16:35,950
‫مهم‌تر از همه، تو هیچ‌وقت حکومت ظالمانه‌ای نداشتی،

299
00:16:36,080 --> 00:16:38,290
‫برای همین دوران حکمرانی‌ت

300
00:16:38,370 --> 00:16:40,120
‫خیلی بهتر از پادشاه‌های امروزی بوده!

301
00:16:42,040 --> 00:16:44,630
‫خب، بریم سراغ خوندن.

302
00:16:47,800 --> 00:16:49,260
‫لوفاس مفاهال...

303
00:16:49,510 --> 00:16:52,050
‫بالدار آسمونی‌ای که حدود دویست سال پیش
‫یه‌دفعه ظاهر شد،

304
00:16:52,140 --> 00:16:55,600
‫و دنیا رو توی یه چشم به هم زدن متحد کرد.

305
00:16:55,930 --> 00:16:58,440
‫هدفش از تسخیر دنیا...

306
00:16:58,520 --> 00:17:00,810
‫تا امروز یه معما باقی مونده.

307
00:17:01,230 --> 00:17:05,230
‫با این حال، هیچ‌وقت مثل یه دیکتاتور حکومت نکرد.

308
00:17:05,320 --> 00:17:06,570
‫برعکس،

309
00:17:06,650 --> 00:17:08,150
‫خودِ دیکتاتورا رو نابود کرد،

310
00:17:08,240 --> 00:17:11,320
‫و بیشتر از یه بار جون ملت‌هاشونو نجات داد.

311
00:17:11,410 --> 00:17:13,240
‫بارها و بارها...

312
00:17:14,160 --> 00:17:16,370
‫اوه، خجالت‌آوره...

313
00:17:17,080 --> 00:17:21,630
‫اما در نهایت، انسان‌ها حکومتش رو پس زدن،

314
00:17:24,000 --> 00:17:26,920
‫و از سلطه‌ش آزاد شدن.

315
00:17:27,010 --> 00:17:32,090
‫طنز تلخش اینه که این کار فقط باعث خوشحالی شیاطین شد.

316
00:17:33,050 --> 00:17:36,810
‫شیاطینا از قدرت عظیم
‫فاتح بال‌سیاه و دوازده ستاره آسمونی می‌ترسیدن،

317
00:17:36,890 --> 00:17:39,890
‫واسه همین در انتظار فرصت بودن.

318
00:17:39,980 --> 00:17:41,770
‫تا وقتی خطر از سرشون برداشته شد،

319
00:17:42,850 --> 00:17:45,360
‫به موقعش حمله کردن.

320
00:17:45,440 --> 00:17:48,230
‫وقتی فاتح بال‌سیاه نابود شد،
‫شیاطین ضدحمله رو شروع کردن.

321
00:17:48,820 --> 00:17:53,240
‫هفت قهرمان و جنگجوهای دیگه برای دفاع از بشر برخاستن،

322
00:17:55,160 --> 00:17:57,830
‫اما در نهایت شکست خوردن.

323
00:17:58,660 --> 00:18:03,290
‫الان سرزمین‌هایی که برای انسان‌ها امنه،
‫داره کم‌کم کوچیک‌تر می‌شه.

324
00:18:04,130 --> 00:18:09,130
‫اگه همین روزا دنیا به نابودی بره،
‫هیچ تعجبی نداره.

325
00:18:09,550 --> 00:18:13,930
‫و هنوز هیچ راهی برای نجات از این وضعیت وجود نداره...

326
00:18:17,010 --> 00:18:18,810
‫- صبر کن!
‫- بجنب، بجنب!

327
00:18:19,520 --> 00:18:22,270
‫دنیا لبه‌ی نابودیه؟!

328
00:18:23,190 --> 00:18:26,020
‫می‌دونستم پادشاه شیاطین هنوز زنده‌ست،

329
00:18:26,110 --> 00:18:29,690
‫و اوضاع انسان‌ها انقدر وخیمه
‫که دارن قهرمان احضار می‌کنن...

330
00:18:29,780 --> 00:18:34,160
‫ولی نمی‌دونستم قلمرو انسان‌ها
‫تا این حد کوچیک شده!

331
00:18:34,240 --> 00:18:38,080
‫البته یه کم مشکوک بود...

332
00:18:38,160 --> 00:18:41,870
‫قلمرو این کشور برای یه ملت
‫خیلی هم کوچیک به‌نظر می‌رسید.

333
00:18:41,960 --> 00:18:46,250
‫ولی انتظار نداشتم اوضاع تا این حد خراب باشه.

334
00:18:46,290 --> 00:18:48,840
‫من فقط برای سرگرمی بازی می‌کردم...

335
00:18:48,920 --> 00:18:52,550
‫ولی این دنیا واقعاً داره به فاجعه کشیده می‌شه.

336
00:18:54,220 --> 00:18:56,510
‫تحقیقات‌تون تموم شد؟

337
00:18:56,590 --> 00:18:59,890
‫آره، تقریباً هر چی می‌خواستیم، فهمیدیم.

338
00:18:59,970 --> 00:19:00,970
‫داریم می‌ریم.

339
00:19:01,220 --> 00:19:02,770
‫کجا؟

340
00:19:03,060 --> 00:19:04,640
‫به قلعه‌ی اَریِس.

341
00:19:04,730 --> 00:19:06,100
‫دینا، راهو نشون بده.

342
00:19:06,190 --> 00:19:08,980
‫چَشم! بسپار به من—اوه؟!

343
00:19:20,490 --> 00:19:22,950
‫وااااااا!

344
00:19:25,250 --> 00:19:26,290
‫هممم...

345
00:19:26,710 --> 00:19:29,000
‫زلزله‌ای بود در حد پنج یا شیش ریشتر.

346
00:19:29,380 --> 00:19:32,170
‫خانم لوفاس، خیلی خونسردین!

347
00:19:32,920 --> 00:19:34,550
‫به زلزله عادت داریم.

348
00:19:35,380 --> 00:19:37,300
‫کسی آسیب دید؟!

349
00:19:37,390 --> 00:19:39,050
‫همه سالمین؟!

350
00:19:40,300 --> 00:19:44,350
‫همه مزدورایی که آماده‌باش هستن،
‫سریعاً سلاح به دست گرفته و به مرز بیان!

351
00:19:44,430 --> 00:19:49,310
‫تکرار می‌کنم، همه مزدورا فوراً به مرز برن!

352
00:19:52,150 --> 00:19:53,150
‫دینا.

353
00:19:53,230 --> 00:19:56,320
‫این کشور زلزله زیاد داره؟

354
00:19:56,400 --> 00:19:58,200
‫نه، تقریباً هیچ‌وقت.

355
00:19:59,570 --> 00:20:00,580
‫هممم...

356
00:20:00,660 --> 00:20:02,290
‫چی شده؟

357
00:20:02,370 --> 00:20:05,160
‫یه مهارتی هست که عمداً زلزله ایجاد می‌کنه.

358
00:20:05,250 --> 00:20:06,540
‫اَریِس داره‌ش.

359
00:20:07,750 --> 00:20:09,250
‫یعنی این کار، اون بود...!

360
00:20:15,010 --> 00:20:16,220
‫داره میاد؟

361
00:20:17,720 --> 00:20:20,180
‫آره... اَریِس داره نزدیک می‌شه.

362
00:20:20,640 --> 00:20:23,890
‫خانم لوفاس، حدستون درسته.

363
00:20:24,470 --> 00:20:28,600
‫ادغام مانا اون‌طرف حس می‌شه.

364
00:20:29,770 --> 00:20:32,110
‫سوار قطار بشیم و زودتر بریم اون‌جا!

365
00:20:32,190 --> 00:20:34,030
‫نه، خیلی کند می‌ره.

366
00:20:34,110 --> 00:20:35,110
‫ها؟

367
00:20:37,150 --> 00:20:39,740
‫راه دیگه‌ای می‌ریم.

368
00:20:40,200 --> 00:20:41,240
‫کیمیاگری فعال!

369
00:20:45,700 --> 00:20:47,370
‫بپر بالا، پرواز می‌کنیم.

370
00:20:48,830 --> 00:20:49,830
‫اِمم!

371
00:20:49,920 --> 00:20:51,670
‫امن هست این؟!

372
00:20:51,710 --> 00:20:54,630
‫اگه می‌ترسی، فقط محکم بچسب به پشتم.

373
00:20:55,170 --> 00:20:57,090
‫چَشم!

374
00:20:59,220 --> 00:21:00,260
‫باشه!

375
00:21:00,340 --> 00:21:01,340
‫پرواز!

376
00:21:09,810 --> 00:21:12,020
‫یه چیزی این وسط مشکوکه...

377
00:21:12,110 --> 00:21:13,650
‫چی مشکوکه؟!

378
00:21:13,730 --> 00:21:16,690
‫اَریِس یه گوسفند رنگین‌کمانیه.

379
00:21:16,780 --> 00:21:20,910
‫یه موجود آروم و صلح‌طلبه
‫که از دعوا بدش میاد.

380
00:21:21,360 --> 00:21:25,490
‫پس چرا هی به این‌جا حمله می‌کنه؟

381
00:21:25,580 --> 00:21:26,660
‫چون—

382
00:21:26,740 --> 00:21:28,910
‫نه، خودمون می‌دونیم چرا.

383
00:21:29,250 --> 00:21:31,880
‫چون اونم مثل ما،
‫از طرف قهرمان‌ها شکست خورد.

384
00:21:33,460 --> 00:21:35,840
‫اون گوسفند کوچولوی مظلوم...

385
00:21:37,630 --> 00:21:38,760
‫دوباره همون حس...

386
00:21:38,840 --> 00:21:41,550
‫خاطره‌هایی که مال من نیستن!

387
00:21:42,220 --> 00:21:43,430
‫خانم لوفاس؟!

388
00:21:47,470 --> 00:21:48,640
‫نگران نباش.

389
00:21:49,230 --> 00:21:50,640
‫زود باش دینا، بریم!

390
00:21:51,020 --> 00:21:52,100
‫چَشم!

391
00:22:11,080 --> 00:22:13,620
‫ترجمه: جان پیکت
‫زمان‌بندی: اندی الیس

392
00:22:13,710 --> 00:22:16,590
‫ویرایش: گابریلا رامیرز
‫کنترل کیفیت: میگن اسمیت

